شعر بسیار خنده دار

اين شعر خيلي خنده دار ار علي اكبر دهخدا(دوره مشروطه)است.

رؤسا وملت

خاك به سرم بچه به هوش اومده

بخواب ننه،يك سر دوگوش اومده

 

گريه نكن لولو مي آد،مي خوره

گرگه مي آد بزبزي رو مي بره

 

اهه!اهه!ننه چته؟-گشنم

-بتركي،اين همه خوردي كمه؟!

 

چخ چخ سگه،نازي پيشي،پيش پيش

لاي لاي جونم،گلم باشي،كيش،كيش

 

-از گشنگي ننه دارم جون مي دم

-گريه نكن فردا بهت نون مي دم

 

-اي واي ننه!جونم داره در مي ره

-گريه نكن ديزي داره سر ميره

 

-دستم آخش،ببين چطور يخ شده

-تف تف جونم ببين ممه آخ شده

 

-سرم چرا انقده چرخ مي زنه؟

-توي سرت شي پيشه *چا *مي كنه

 

خ خ،خ خ...-جونم چت شد؟-هاق هاق

واي خاله چشماش چرا افتاد به طاق؟

 

آخ تنشم بيل ببين سرد شده

رنگش چرا،خاك به سرم،زرد شده؟

 

واي بچه م رفت زكف،رود!رود*!

ماند به من آه واسف،رود رود

--------------------------------------

1-شي پيش:شپش    2-چا:چاه 

3-رود رود:فرزند،فرزند

دومین شعر

دومين شعر را باشعري از انوري(قرن ششم) مي نويسم.

خرگيري

روبهي مي دويد از غم جان

روبه ديگرش بديد چنان

 

گفت:خير است،باز گوي خبر

گفت:خرگير مي كند سلطان

 

گفت:تو خر نه اي،چه مي ترسي؟

گفت:"دانم وليك مدعيان*

 

مي ندانند وفهم مي نكنند

خرو روباهشان بود يكسان

 

زان همي ترسم اي برادر من

كه چو خر بر نهندمان پالان"

-------------------------------

مدعيان:جمع مدعي،طرف دعوا،دشمن

اولين پست

اولين پست را با شعري از جما الدين عبدالرزاق اصفهاني شروع مي كنم.(قرن ششم)

روزه عيد

صائم الدهر* اسبكي دارم

كه به ده روز روزه بگشايد

 

در ركوع است سال ومه دائم

گه گهي* در سجود افزايد

 

پاره اي كاه آرزو كره

مدتي رفت و بر نمي آيد*

 

روز عيد است و هركس امروز

به تعامي دهن بيالايد

 

گرتفضل*كند خداوندم*

پاره اي كاه وجوبيفزايد

 

ورنه رخصت ده كه اندر شرع

روزه عيد داشتن شايد*

----------------------------------------------

1-صائم الدهر:هميشه در حال روزه وگرسنگي

2-گه گه:گاه گاه،برخي اوقات

3-يعني اسب،آرزوي مقداري كاه كرده اما آرزويش برآورده

نشده است.       4-تفضل:مرحمت،عنايت،لطف

5-خداوندم:در اين جا به معني صاحب،ارباب،حاكم

6-وگرنه اجازه بدهيد كه در روز عيد، روزه گرفتن مجاز باشد.

از كتاب گزيده شعر طنز