اين شعر از محمد صادق نصرپوري(بينش)
"تزريق"
ديده آهو شود فانوس شمع انجمن
گر رسد پروانه شوخي چشمش در ختن
پرده چشم زليخا،جامعه احزان بود
گرنباشد پير كنعان ديده در ره پيرهن
نيست فرق از محمل ليلي و دل،مجنون ما
اتحاد دوستان گل كرده اندر هر چمن
خواب شيرين، شوخي مهتاب بيداري بود
تيشه افسون تسّلي گشته بهر كوهكن
«بينش»اندر طرز تزريق ار ندادي داد طبع
شاعران را شعر گشتي موي در چشم كفن
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 13:27 توسط پويا
|